أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
302
آثار الباقيه ( فارسى )
در دوازده جلد گاو نوشته شده بود و چون اسكندر آتشكده فارس را ويران كرد اين نسخه را نيز بسوزانيد و هربدان را از دم شمشير گذرانيد و از آنوقت اوستا معدوم شد و به اندازه سه خمس آن به كلى از دست رفت و در اصل سى نسك بود و باقيمانده آن اكنون در دست زردشتيان است كه به اندازه دوازده نسك است و نسك پارهاى از قطعات اوستا را گويند چنان كه پارهاى از قرآن را اسباع گوييم . برخى از پيروان علم نجوم به بطلان پيغمبرى زردشت و پارهاى از افرادى كه پس از او آمدند استدلال مىكنند به اين بيان كه هر موضع كه عرض آن بيش از سى و سه درجه باشد نمىتواند از آنجا پيغمبرى بيرون آيد زيرا كواكب سيار هرگز مسامت رأس ساكنان اين موضع نيست چه ، اين عدد مجموع ميل كلى با عرض زهره است كه از همه سيارات عرضش بيشتر است و اين استدلال هرچند با واقع و حقيقت مطابق باشد ضعيف است . بشتاسب را وزيرى بود كه به زردشت ايمان آورده او را پيروى كرد و جاماسب كتابى دارد كه در آن آمده پس از هزار و پانصد سال كه از تاريخ زردشت گذشت دوباره سلطنت به ايرانيان ميرسد و به رأى آنان كه در تواريخ دقت نظر دارند در هزار و دويست و چهل و دو سال از قيام اسكندر منقضى شد و جز آنچه را كه ما بعدا خواهيم گفت به ظهور نه پيوست ولى اين مدت بنابر رأى زردشتيان به انقضا نرسيده چه اقوال و آراء آنان در مدت سلطنت اشكانيان كاملا باهم مختلف است و بنابر عقيده ايشان بايد زمانى را كه جاماسب گفته پانصد سال پس از زوال سلطنت از ايرانيان و كشته شدن يزدگرد پسر شهريار باشد . « 1 » اگر اين وقت كه ذكر شد همان باشد كه جاماسب و زردشت قصد كرده بودند
--> ( 1 ) - در نسخه چاپى و نسخه مدرسه سپهسالار در فصلى كه از متنبئين دربارهء ابى زكرياء طمامى گفتگو مىكند پس از اينكه مىگويد : ( تا آنكه خداوند يكى از اتباع ظاهرى اين شخص را بر او مسلط كرد ) ناگهان سخن قطع مىشود و قسمت فوق به نظر ميرسد و بعدا باز نويسنده سر بحث قرامطه ميرود و اينجانب نيز در چاپ اول به عدم ارتباط مطالب توجه نداشتم .